scorning

scorn·ing/ˈskɔːrnɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): scornedpast participle (مفعولی): scorned-ing (حال): scorning3rd (سوم): scorns

فعل — بی‌احترامی کردن

بی‌احترامی کردنتحقیر کردن

بخشی از فعل scorn: احساس یا ابراز تحقیر یا بی‌احترامی نسبت به کسی یا چیزی.

Present participle of scorn: to feel or express contempt or disdain for someone or something.

«او نسبت به کسانی که مخالف بودند بی‌احترامی می‌کرد.»

She was scorning those who disagreed with her.

«این ایده با نگاه‌های تحقیرآمیز روبرو شد.»

The idea was met with scorning looks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000