scoring

scor·ing/ˈskɔːrɪŋ/
scoreto record points-ingpresent participle
1noun (اسم)common

اسم — امتیازدهی

امتیازدهیکسب امتیاز

فرایند کسب امتیاز در بازی یا مسابقه.

The act or process of earning points in a game or competition.

«او به خاطر توانایی امتیازآوری تحسین شد.»

He was praised for his scoring ability.

«کسب گل در فوتبال مهم است.»

Scoring goals is important in football.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): scoredpast participle (مفعولی): scored-ing (حال): scoring3rd (سوم): scores

فعل — کسب کردن

کسب کردنامتیاز گرفتن

کسب امتیاز یا نمره در مسابقه یا آزمون.

The act of earning or making points in a competition or test.

«او در امتحاناتش امتیاز خوبی می‌گیرد.»

She is scoring well on her exams.

«بازیکن در بازی سه گل به ثمر رساند.»

The player scored three goals in the match.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earningکسب کردن

متداول. به دریافت چیزی که شایسته بوده اشاره دارد، مشابه scoring در آزمون یا بازی.

Common. Refers to receiving something earned, similar to scoring in tests or games.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000