score

/skɔːr/
scoretwenty; also a written record or amount
1noun (اسم)commonplural (جمع): scores

اسم — امتیاز

امتیازنمره

ثبت تعداد امتیاز به‌دست‌آمده در بازی یا آزمون.

A record of points gained in a game or test.

«امتیاز نهایی سه بر دو بود.»

The final score was 3 to 2.

«او نمره بالایی در آزمون گرفت.»

She got a high score on the test.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resultنتیجه

روزمره؛ می‌تواند به جای 'score' وقتی به نتیجه اشاره دارد استفاده شود، مثلاً «نتیجه بازی»، اما وقتی فقط منظور تعداد امتیاز است جایگزین نیست.

Common; can replace 'score' in contexts referring to outcomes, e.g. 'game result', but not when emphasizing numeric points alone.

markنمره

روزمره؛ بیشتر در موقعیت‌های آموزشی به جای 'score' استفاده می‌شود، مثلاً 'نمره امتحان' و 'امتیاز امتحان' تا حد زیادی قابل تعویض‌اند.

Common; interchangeable with 'score' mainly in academic testing contexts—'exam score' and 'exam mark' can often be swapped.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): scoredpast participle (مفعولی): scored-ing (حال): scoring3rd (سوم): scores

فعل — امتیاز گرفتن

امتیاز گرفتننمره آوردن

کسب امتیاز در بازی یا آزمون.

To gain points in a game or exam.

«او در مسابقه سه گل زد.»

He scored three goals in the match.

«در آزمون ریاضی نود امتیاز گرفتم.»

I scored 90 on my math test.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earnکسب کردن

روزمره؛ می‌تواند جایگزین 'score' شود ولی 'score' بیشتر بر امتیاز عددی یا گل تاکید دارد.

Common; can replace 'score' generally but 'score' specifically emphasizes numerical points or goals.

registerثبت کردن

رسمی؛ در موقعیت‌هایی مثل ثبت نتایج یا اندازه‌گیری استفاده می‌شود، کمتر در مکالمه روزمره برای امتیاز گرفتن کاربرد دارد.

Formal; used in contexts like recording scores or measurements, less common in casual speech for scoring in games.

متضادها
3noun (اسم)formalplural (جمع): scores

اسم — نت موسیقی

نت موسیقیآهنگ متن

نت موسیقی که برای فیلم، نمایش یا اثر هنری نوشته شده است.

The written music or composition for a film, play, or other production.

«نت موسیقی فیلم توسط یک هنرمند مشهور ساخته شده بود.»

The movie’s score was composed by a famous artist.

«قبل از کنسرت نت را مطالعه کرد.»

She studied the score before the concert.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soundtrackآهنگ متن

روزمره؛ با 'score' همپوشانی دارد اما 'soundtrack' معمولاً به موسیقی ضبط‌شده اشاره دارد و 'score' به نت نوشته‌شده.

Common; can overlap with 'score' but 'soundtrack' usually refers to recorded music, while 'score' is the written composition.

4noun (اسم)archaic

اسم — بیست عدد

بیست عددبیست نفر

گروهی متشکل از بیست چیز یا نفر.

A group of twenty items or people.

«ارتش گروه‌های بیست نفری رژه رفتند.»

The army marched in scores.

«عده زیادی از مردم در این رویداد شرکت کردند.»

Scores of people attended the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
twentyبیست

رسمی یا ادبی؛ 'score' به معنای 'بیست' بیشتر لفظی قدیمی یا ادبی است و به‌ندرت در مکالمه روزمره جایگزین می‌شود.

Formal or literary; 'score' as 'twenty' is mostly poetic or old-fashioned, rarely interchangeable in casual speech.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000