scorching

scorch·ing/ˈskɔːrtʃɪŋ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more scorchingsuperlative (عالی): most scorching

صفت — سوزان

سوزانبسیار داغ

بسیار داغ یا سوزاننده

Extremely hot or burning

«خورشید سوزان روز را غیرقابل تحمل کرد.»

The scorching sun made the day unbearable.

«او از گرمای سوزان بیرون اجتناب کرد.»

She avoided the scorching heat outside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
burningسوزان

رایج است؛ معانی مشابه در گرمای شدید دارد.

Common. Similar meaning used for extreme heat specifically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000