verb (فعل)commonpast (گذشته): scorchedpast participle (مفعولی): scorched-ing (حال): scorching3rd (سوم): scorches
فعل — میسوزاند
میسوزاندآتش میزند
سطح را با گرمای شدید کمی میسوزاند.
Burns the surface slightly with intense heat.
«آتش به سرعت برگهای خشک را میسوزاند.»
“The fire scorches the dry leaves quickly.”
«خورشید در تابستان سطح زمین را میسوزاند.»
“The sun scorches the pavement in summer.”
تفاوت با واژههای مشابه
burns— میسوزاند
رایج. اصطلاح عمومی برای سوختن یا آسیب سطحی با گرما؛ در بیشتر موارد قابل تعویض است.
Common. General term for combustion or surface damage by heat; interchangeable in most contexts.