scrabble

scrab·ble/ˈskræb.əl/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): scrabbledpast participle (مفعولی): scrabbled-ing (حال): scrabbling3rd (سوم): scrabbles

فعل — کندن

کندنخاراندن

با عجله چنگ زدن یا کندن برای پیدا کردن یا نگه داشتن چیزی.

To scratch or scrape hurriedly to find or hold something.

«در کیفش برای کلیدها دست و پا چلفتی کرد.»

She scrabbled in her bag for the keys.

«کودک روی زمین چنگ زد.»

The child scrabbled on the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scrapeخراشیدن

متداول. معنی مشابه اما همیشه عجولانه یا دست و پا چلفتی نیست.

Common. Similar meaning but not always hurried or clumsy like scrabble.

2noun (اسم)commonplural (جمع): scrabbles

اسم — بازی کلمات

بازی کلماتاسکرابل

بازی‌ای که بازیکنان با کاشی‌های حروف کلمات می‌سازند.

A game where players make words from lettered tiles on a board.

«دیشب اسکرابل بازی کردیم.»

We played scrabble last night.

«اسکرابل برای همه سنین سرگرم‌کننده است.»

Scrabble is fun for all ages.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000