در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با عجله چنگ زدن یا کندن برای پیدا کردن یا نگه داشتن چیزی.
To scratch or scrape hurriedly to find or hold something.
«در کیفش برای کلیدها دست و پا چلفتی کرد.»
“She scrabbled in her bag for the keys.”
«کودک روی زمین چنگ زد.»
متداول. معنی مشابه اما همیشه عجولانه یا دست و پا چلفتی نیست.
Common. Similar meaning but not always hurried or clumsy like scrabble.
بازیای که بازیکنان با کاشیهای حروف کلمات میسازند.
A game where players make words from lettered tiles on a board.
«دیشب اسکرابل بازی کردیم.»
“We played scrabble last night.”
«اسکرابل برای همه سنین سرگرمکننده است.»
“Scrabble is fun for all ages.”