scratchy

scratch·y/ˈskræʧ.i/
scratchto scrape or rub-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more scratchysuperlative (عالی): most scratchy

صفت — خارش‌آور

خارش‌آورزبر

دارای بافتی زبر یا ناراحت‌کننده که باعث خارش پوست یا گلو می‌شود.

Having a rough or uncomfortable texture, causing irritation to the skin or throat.

«این ژاکت خارش‌آور و ناراحت‌کننده است.»

This sweater is scratchy and uncomfortable.

«امروز گلویش خارش دارد.»

He has a scratchy throat today.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roughزبر

رایج. اصطلاح کلی برای بافت؛ scratchy بیشتر به ناراحتی اشاره دارد.

Common. General term for texture; 'scratchy' often implies discomfort from that texture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000