در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بسیار صرفهجو یا مقتصد بودن؛ استفاده کم و محدود از چیزی.
To be very economical or frugal; to use something sparingly.
«آنها مجبور بودند برای خرید تعطیلات صرفهجویی کنند.»
“They had to scrimp to afford a vacation.”
«او روی هزینههای روزانه صرفهجویی میکند تا پول جمع کند.»
“She scrimps on daily expenses to save money.”
متداول. به طور رسمی برای کاهش هزینه یا مصرف به کار میرود.
Common. Used formally for reducing expenses or usage.