بازگشت

scripted

script·ed/ˈskrɪptɪd/
scripta written text of a play, film, or broadcast-edpast tense / having the quality of
adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more scriptedsuperlative (عالی): most scripted
فیلمنامه ایاز پیش نوشته شدهبرنامه ریزی شده

(در مورد اجرا یا سخنرانی) از قبل نوشته شده؛ بداهه یا خودجوش نیست.

(Of a performance or speech) written down beforehand; not improvised or spontaneous.

«کل نمایش بیش از حد از پیش نوشته شده و غیرطبیعی به نظر می رسید.»

The entire show felt too scripted and unnatural.

«عذرخواهی او به وضوح از پیش نوشته شده بود، نه صمیمانه.»

His apology was clearly scripted, not sincere.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rehearsedتمرین شده

متداول. دلالت بر این دارد که چیزی از روی یک متن یا برنامه تمرین شده است. 'سخنرانی تمرین شده' بسیار شبیه به 'سخنرانی از پیش نوشته شده' است. می تواند به اعمال نیز اشاره کند.

Common. Implies that something has been practiced from a script or plan. 'A rehearsed speech' is very similar to a 'scripted speech'. Can also refer to actions.

plannedبرنامه ریزی شده

متداول. گسترده‌تر از 'از پیش نوشته شده' است، زیرا به هر چیزی که از قبل چیده شده اشاره دارد. یک 'رویداد برنامه ریزی شده' ممکن است هر کلمه آن نوشته نشده باشد، اما یک 'رویداد از پیش نوشته شده' خواهد بود.

Common. Broader than 'scripted', as it refers to anything arranged in advance. A 'planned event' might not have every word written out, but a 'scripted event' would.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000