scripting

script·ing/ˈskrɪptɪŋ/
scriptwritten text or code-ingpresent participle or gerund form
verb (فعل)commonpast (گذشته): scriptedpast participle (مفعولی): scripted-ing (حال): scripting3rd (سوم): scripts

فعل — نوشتن فیلمنامه

نوشتن فیلمنامهبرنامه‌نویسی

نوشتن متون نمایش، فیلم، یا برنامه‌های کامپیوتری.

Writing scripts for plays, films, or computer programs.

«او در حال نوشتن فیلمنامه سریال تلویزیونی تازه‌ای است.»

He is scripting a new television series.

«نوشتن اسکریپت به خودکارسازی کارهای تکراری کمک می‌کند.»

Scripting helps automate repetitive tasks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
writingنوشتن

اصطلاح کلی برای نوشتن متن؛ scripting مشخص به متون نمایشی یا برنامه‌نویسی است.

General term for creating text; scripting is more specific to scripts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000