scuzzy

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

scuz·zy/ˈskʌzi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): scuzziersuperlative (عالی): scuzziest

صفت — کثیف

کثیفنامرتب

کثیف، نا خوشایند یا بی‌کیفیت.

Dirty, unpleasant, or of low quality.

«آپارتمان کثیف بود و نیاز به تمیزکاری داشت.»

“The apartment was scuzzy and needed cleaning.”

«او یک کت قدیمی و نامرتب پوشیده بود.»

“He wore a scuzzy old jacket.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
grimy— کثیف

غیررسمی. خیلی کثیف، شبیه به معنی scuzzy.

Informal. Very dirty; similar to scuzzy in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000