sedated

se·da·ted/ˈsɪd.eɪ.tɪd/
adjective (صفت)formal

صفت — تسکین یافته

تسکین یافتهبیهوش شده

با دارو تسکین یافته یا بیهوش شده.

Calmed or made unconscious by medicine.

«بیمار پیش از عمل تسکین داده شد.»

The patient was sedated before the operation.

«برای کاهش اضطراب او را بیهوش کردند.»

He was sedated to reduce anxiety.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmedآرام شده

رایج. معنای مشابه است ولی «sedated» به اقدام پزشکی اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'sedated' implies medical action.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000