seldom

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sel·dom/ˈsɛldəm/
adverb (قید)common

قید — به ندرت

به ندرتکم پیش

کم پیش می‌آید؛ به ندرت.

Not often; rarely.

«او به ندرت به زادگاهش سر می‌زند.»

She seldom visits her hometown.

«این روزها من به ندرت غذای سریع می‌خورم.»

I seldom eat fast food these days.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rarelyبه ندرت

متداول. در اکثر موارد جایگزین seldoma می‌شود و تأکید بر کم بودن تکرار دارد.

Common. Interchangeable with 'seldom' in most contexts. Used to emphasize low frequency.

infrequentlyبه طور غیرمکرر

رسمی. معنای مشابه دارد و بیشتر در نوشتار و محاورات رسمی استفاده می‌شود.

Formal. Similar meaning but used more in formal or written contexts. Less common in everyday speech.

occasionallyگاهگاهی

متداول. کمتر به ندرت دارد و اشاره به اتفاق افتادن گاه و بیگاه دارد.

Common. Slightly less rare than 'seldom'; implies something happens sometimes but still not often.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000