self-aggrandize

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

self-ag·gran·dize/ˌsɛlf əˈɡrænˌdaɪz/
self-of or by oneselfaggrandizeto increase the power, status, or wealth of
verb (فعل)formalpast (گذشته): self-aggrandizedpast participle (مفعولی): self-aggrandized-ing (حال): self-aggrandizing3rd (سوم): self-aggrandizes

فعل — خودبزرگ‌بینی کردن

خودبزرگ‌بینی کردنخودنمایی کردناغراق در خود

بزرگ‌نمایی کردن یا اغراق در قدرت، ثروت، موقعیت یا اهمیت خود.

To enhance or exaggerate one's own power, wealth, status, or importance.

«او تمایل دارد نقش خود را در پروژه بزرگ‌نمایی کند.»

He tends to self-aggrandize his role in the project.

«برخی رهبران با عناوین و مراسم پرزرق و برق خودبزرگ‌بینی می‌کنند.»

Some leaders self-aggrandize through elaborate titles and ceremonies.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boastلاف زدن

رایج. اغلب شامل غرور بیش از حد به دستاوردهای خود، معمولاً به صورت کلامی است. اگرچه می‌تواند نوعی خودبزرگ‌بینی باشد، اما 'self-aggrandize' به تلاش سیستماتیک‌تری برای بزرگ‌نمایی اهمیت خود اشاره دارد، نه فقط صحبت کردن در مورد خود.

Common. Often involves excessive pride in one's own achievements, typically spoken. While it can be a form of self-aggrandizement, 'self-aggrandize' implies a more systematic effort to inflate one's importance, not just talking about oneself.

exaggerateاغراق کردن

رایج. چیزی را بزرگتر، بهتر یا بدتر از آنچه واقعاً هست نشان دادن. می‌تواند ابزاری برای خودبزرگ‌بینی باشد، اما 'exaggerate' می‌تواند برای هر موضوعی اعمال شود، نه فقط برای خود. اگر اغراق به طور خاص در مورد خود باشد، قابل جایگزینی است.

Common. To represent something as being larger, better, or worse than it really is. It can be used as a means to self-aggrandize, but 'exaggerate' can apply to any topic, not just oneself. It's interchangeable if the exaggeration is specifically about oneself.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000