shipwards

ship·wards/ˈʃɪp.wərdz/
shiplarge boat-wardstoward, in the direction of
adverb (قید)archaictype (نوع): placeposition (جایگاه): end

قید — به سمت کشتی

به سمت کشتیدر جهت کشتی

به سمت یا در جهت یک کشتی.

Toward or in the direction of a ship.

«قایق‌های نجات به سرعت به سمت کشتی منتقل شدند.»

The lifeboats were moved shipwards quickly.

«آنها از میان مه به سمت کشتی پارو زدند.»

They rowed shipwards through the mist.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000