1verb (فعل)commonpast (گذشته): shoutedpast participle (مفعولی): shouted-ing (حال): shouting3rd (سوم): shouts
فعل — فریاد زدن
فریاد زدنصدا کردن
سخن گفتن با صدای بلند یا فریاد زدن.
To say something loudly or call out.
«او وقتی عصبانی است با صدای بلند فریاد میزند.»
“She shouts loudly when angry.”
«جمعیت برای تشویق تیم فریاد میکشند.»
“The crowd shouts to cheer the team.”
تفاوت با واژههای مشابه
yell— داد زدن
غیررسمی و بسیار بلند؛ مشابه 'shout' ولی معمولاً شدیدتر یا احساسیتر است.
Informal and very loud; similar to 'shout', but often more intense or emotional.
متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): shouts
اسم — فریاد
فریادصدا
فریاد یا صدای بلند.
A loud call or cry.
«یک فریاد ناگهانی همه را ترساند.»
“A sudden shout startled everyone.”
«فریادهای او از دور شنیده میشد.»
“His shouts could be heard from afar.”
تفاوت با واژههای مشابه
cry— فریاد
معمولاً نشاندهنده فوران عاطفی است؛ بعضی مواقع با 'shout' به عنوان صدای بلند قابل جابجایی است.
Often implies emotional outburst; sometimes interchangeable with 'shout' as a loud call.