shrewder

shrewd·er/ˈʃruːdər/
shrewdhaving sharp judgment-ercomparative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): shrewdersuperlative (عالی): shrewdest

صفت — باهوش‌تر

باهوش‌ترزیرک‌تر

باهوش‌تر یا زیرک‌تر از کسی یا چیزی دیگر

More clever or sharp in judgment than someone or something else

«او در مسائل تجاری از همکلاسی‌هایش زیرک‌تر است.»

She is shrewder than her classmates in business matters.

«باهوش‌تر بودن به او کمک کرد از اشتباه‌های زیادی اجتناب کند.»

Being shrewder helped him avoid many mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wiserعاقل‌تر

مترادف رسمی؛ shrewder به هوش عملی اشاره دارد.

Formal synonym; 'shrewder' focuses on practical intelligence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000