adverb (قید)common
قید — به پهلو
به پهلوکناری
به سوی پهلو یا به کناره، یعنی به صورت مورب یا کنار.
In or toward a side; sideways.
«او برای اجتناب از گودال به پهلو قدم برداشت.»
“He stepped sideway to avoid the puddle.”
«ماشین روی یخ به پهلو لغزید.»
“The car skidded sideway on the ice.”
تفاوت با واژههای مشابه
sideways— به پهلو
املا و کاربرد رایجتر؛ 'sideway' کمتر در این معنا استفاده میشود.
More common spelling and usage; 'sideway' is less frequent in this sense.