sidewipe

side·wipe/ˈsaɪd.waɪp/
sidea lateral partwipeto strike or clean
verb (فعل)commonpast (گذشته): sidewipedpast participle (مفعولی): sidewiped-ing (حال): sidewiping3rd (سوم): sidewipes

فعل — ضربه جانبی زدن

ضربه جانبی زدن

زدن یا برخورد به پهلوی وسیله یا جسم، معمولاً با ایجاد خسارت؛ مالیده شدن از کنار

To hit the side of a vehicle or object, often causing damage; to brush against sidewise.

«او هنگام پیچیدن به ماشین پارک‌شده ضربه زد.»

He sidewiped the parked car while turning.

«کامیون به گاردریل پهلو زد.»

The truck sidewiped the guardrail.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clipکوچک آسیب زدن

عامیانه. به برخورد کوچک به پهلو اشاره دارد، مخصوصاً در رانندگی.

Informal. Means a minor hit on the side, often used in driving contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000