sighting

sight·ing/ˈsaɪtɪŋ/
sightseeing or view-ingaction or instance
noun (اسم)commonplural (جمع): sightings

اسم — مشاهده

مشاهدهرویت

زمانی که چیزی، معمولاً نادر یا غیرمعمول، دیده شود.

An instance of seeing something, especially something rare or unusual.

«پرنده نادری در پارک رویت شد.»

There was a sighting of a rare bird in the park.

«مشاهدات یو‌اف‌او هیجان زیادی به وجود آورد.»

The UFO sightings caused a lot of excitement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
observationمشاهده

رسمی. اصطلاح کلی برای چیزی که دیده یا توجه شده است.

Formal. General term for something seen or noticed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000