sighs

/saɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): sighs

اسم — آه

آهناله

صداهایی که با بازدم قابل شنیدن تولید می‌شود، نشانه خستگی یا غم

Sounds made by exhaling audibly, expressing tiredness or sadness

«بعد از کار آه‌های عمیقی کشید.»

She let out deep sighs after work.

«آه‌های او نشان‌دهنده ناراحتی‌اش بود.»

His sighs showed his frustration.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhalationsنفس‌کشیدن

رسمی. به عمل نفس کشیدن اشاره دارد، کمتر احساسی.

Formal. Describes the act of breathing out, less emotional.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): sighedpast participle (مفعولی): sighed-ing (حال): sighing3rd (سوم): sighs

فعل — آه می‌کشد

آه می‌کشد

صورت سوم شخص فعل sigh به معنای بازدم قابل شنیدن به عنوان بیانیه احساسات

Third person singular present of 'sigh', to exhale audibly as an expression of emotion

«وقتی خسته است، با صدای بلند آه می‌کشد.»

He sighs loudly when tired.

«بعد از خواندن خبرها آه می‌کشد.»

She sighs after reading the news.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exhalesبازدم می‌کند

خنثی. بر عمل فیزیکی تمرکز دارد تا حالت احساسی.

Neutral. Focuses on physical action rather than emotional.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000