sights

/saɪts/
sightability to see / something seen-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): sights

اسم — دیدنی‌ها

دیدنی‌هاجاذبه‌های گردشگری

مکان‌های دیدنی یا جاذبه‌های گردشگری که بازدید از آن‌ها برای مردم جالب است.

Places of interest, especially to tourists.

«ما از تمام دیدنی‌های معروف پاریس بازدید کردیم.»

We visited all the famous sights in Paris.

«دیدنی‌های ضروری این شهر کدامند؟»

What are the must-see sights in this city?

تفاوت با واژه‌های مشابه
attractionsجاذبه‌ها

روزمره. اصطلاحی گسترده‌تر که می‌تواند به هر چیزی که مردم را جذب کند اشاره داشته باشد، نه فقط مکان‌ها. "جاذبه‌های گردشگری" یک عبارت رایج است. وقتی به نقاط توریستی اشاره دارد، با 'sights' قابل تعویض است.

Everyday. Broader term, can refer to anything that draws people in, not just places. 'Tourist attractions' is a common collocation. Interchangeable with 'sights' when referring to tourist spots.

landmarksمکان‌های مهم

رایج. به یک ساختمان متمایز یا ویژگی طبیعی، اغلب با اهمیت تاریخی، اشاره دارد که برجسته است و می‌توان از آن برای مسیریابی استفاده کرد. "برج ایفل یک مکان مهم معروف است." اغلب نوعی از 'sight' است.

Common. Refers to a distinctive building or natural feature, often of historical importance, that stands out and can be used for navigation. 'The Eiffel Tower is a famous landmark.' Often a type of 'sight'.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): sights

اسم — مگسک

مگسکخط نشانه‌گیری

قسمت‌هایی از یک اسلحه یا دستگاه مشابه که برای هدف‌گیری از طریق آن‌ها نگاه می‌کنید.

The parts of a gun or similar device that you look through to aim.

«او مگسک تفنگش را تنظیم کرد.»

He adjusted the sights on his rifle.

«گوزن در خط نشانه‌گیری او بود.»

The deer was in his sights.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000