signlessness

/ˈsaɪn.ləs.nəs/
signa mark or symbol-lesswithout-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — نداشتن نشانه

نداشتن نشانهفقدان علامت

وضعیتی که در آن هیچ نشانه یا علامتی وجود ندارد؛ فقدان علامت‌ها.

The state of lacking any signs or indicators; absence of signs.

«فقدان نشانه در پیام همه را گیج کرد.»

The signlessness of the message confused everyone.

«حالت بدون نشانه‌ای در چهره‌اش بود که نگرانم کرد.»

There was a signlessness about his expression that worried me.

تفاوت با واژه‌های مشابه
absenceنبود

عمومی. حالت کلی فقدان هر چیزی، از جمله نشانه‌ها.

Common. General state of not having something, including signs.

blanknessخالی بودن

رایج. بر خالی بودن یا فقدان علائم تاکید دارد.

Common. Emphasizes emptiness or lack of marks or symbols.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000