silliest

sil·li·est/ˈsɪliɪst/
sillyshowing a lack of good sense or judgment-estsuperlative suffix, 'most'
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): silliersuperlative (عالی): silliest

صفت — احمقانه‌ترین

احمقانه‌ترینخام‌ترین

بیشترین کمبود عقل یا قضاوت خوب را نشان دادن؛ بسیار احمقانه یا بچه‌گانه

showing the most lack of good sense or judgment; very foolish or silly

«آن احمقانه‌ترین اشتباهی بود که تاکنون کردم.»

That was the silliest mistake I've ever made.

«او احمقانه‌ترین جوک را در مهمانی گفت.»

She told the silliest joke at the party.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000