در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تمایل به غرق شدن یا باعث آسانتر غرق شدن چیزی شدن.
Having a tendency to sink or causing something to sink easily.
«قایق پارویی قدیمی با تعداد زیادی سرنشین حس غرقشدنی داشت.»
“The old rowboat felt sinky with too many people onboard.”
«این نوع چوب کاملاً سریعالنزول است، بنابراین برای قایقهای الواری مناسب نیست.»
“This type of wood is quite sinky, so it's not good for rafts.”
(در مورد زمین یا سطوح) نرم و فرو رونده، به طوری که باعث فرو رفتن شخص در آن میشود.
(Of ground or surfaces) Soft and yielding, causing one to sink into it.
«مسیر گلآلود بعد از باران شدید بسیار فرو رونده بود.»
“The muddy path was very sinky after the heavy rain.”
«ما باید در زمین فرو رونده نزدیک رودخانه مراقب میبودیم.»
“We had to be careful on the sinky ground near the river.”
روزمره. زمینی را توصیف میکند که مرطوب و نرم است و باعث میشود به راحتی در آن فرو رفت. این اغلب با باتلاقها مرتبط است. 'Sinky' و 'boggy' در این زمینه بسیار قابل جایگزینی هستند. 'زمین باتلاقی پیادهروی را دشوار میکرد.'
Everyday. Describes ground that is wet and soft, making it easy to sink into. This is often associated with marshes or swamps. 'Sinky' and 'boggy' are highly interchangeable in this context. 'The boggy terrain made hiking difficult.'