skewed

/skjuːd/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more skewedsuperlative (عالی): most skewed

صفت — کج

کجتحریف‌شدهجانبدارانه

نامنظم یا هم‌راستا نیست؛ کج یا دارای تعصب.

Not straight or aligned; distorted or biased.

«داده‌ها به خاطر خطاها کج و معوج شدند.»

The data was skewed by errors.

«دیدگاه او به خاطر تعصب جانبدارانه بود.»

His view was skewed by bias.

تفاوت با واژه‌های مشابه
biasedجانبدار

رایج. توصیف تمایل ناعادلانه یا تحریف، مشابه 'skewed' در برخی موارد.

Common. Describes unfair preference or distortion, similar to 'skewed' in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000