sketches

sketch·es/skɛtʃɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sketchedpast participle (مفعولی): sketched-ing (حال): sketching3rd (سوم): sketches

فعل — طرح زدن

طرح زدناسکیس کشیدن

به سرعت و به صورت ساده طراحی کردن یا ترسیم کردن.

To make quick, rough drawings or outlines.

«او حیوانات را در دفترش طرح می‌زند.»

He sketches animals in his notebook.

«او ایده را سریع طرح زد قبل از اینکه فراموش شود.»

She sketched the idea quickly before forgetting it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drawکشیدن

رایج. به طور کلی قابل جایگزینی است اما اسکچ به سریع و ساده بودن اشاره دارد.

Common. Interchangeable as a general term but 'sketch' implies roughness and speed.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000