skewered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

skew·ered/skjuːərd/
skewera thin rod for holding food-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): skeweredpast participle (مفعولی): skewered-ing (حال): skewering3rd (سوم): skewers

فعل — سیخ‌زده شده

سیخ‌زده شدهکباب شده

سوراخ کردن یا محکم کردن با میله‌ای نازک، معمولاً غذا برای کباب کردن.

Pierced or fastened with a thin rod, typically food items for grilling.

«او گوشت را برای کباب روی سیخ زد.»

“She skewered the meat for the barbecue.”

«سبزیجات را سیخ زده و کباب کردند.»

“The vegetables were skewered and grilled.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
pierced— سوراخ شده

رایج. به معنی سوراخ کردن چیزی است؛ 'skewered' به‌ویژه با سیخ غذا.

Common. Means to make a hole through something; 'skewered' specifically using a food skewer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000