در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نامنظم یا همراستا نیست؛ کج یا دارای تعصب.
Not straight or aligned; distorted or biased.
«دادهها به خاطر خطاها کج و معوج شدند.»
“The data was skewed by errors.”
«دیدگاه او به خاطر تعصب جانبدارانه بود.»
“His view was skewed by bias.”
رایج. توصیف تمایل ناعادلانه یا تحریف، مشابه 'skewed' در برخی موارد.
Common. Describes unfair preference or distortion, similar to 'skewed' in some contexts.