skewing

skew·ing/ˈskjuːɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): skewedpast participle (مفعولی): skewed-ing (حال): skewing3rd (سوم): skews

فعل — انحراف دادن

انحراف دادنکج کردن

کج کردن یا باعث انحراف شدن از تراز مورد انتظار؛ شکل ماضی استمراری کلمه skew.

Distorting or causing to twist out of expected alignment; present participle of skew.

«داده‌ها نتایج را منحرف می‌کنند.»

The data is skewing the results.

«تحریف حقیقت می‌تواند مردم را گمراه کند.»

Skewing the truth can mislead people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distortingتحریف کردن

رسمی. اغلب برای توصیف باعث انحراف یا تحریف شدن استفاده می‌شود.

Formal. Often used interchangeably to describe causing something to deviate or misrepresent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000