skilfully

skill·ful·ly/ˈskɪlfəli/
skillability to do something well-fulfull of-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): skillfulposition (جایگاه): end

قید — ماهرانه

ماهرانهحرفه‌ای

به گونه‌ای که نشان‌دهنده توانایی یا مهارت بالاست.

In a way that shows great ability or expertise.

«او به مهارت با وضعیت سخت برخورد کرد.»

She skilfully handled the difficult situation.

«هنرمند به مهارت پرتره را نقاشی کرد.»

The artist skilfully painted the portrait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expertlyحرفه‌ایانه

رسمی. تقریباً قابل جایگزین ولی expert نشان‌دهنده مهارت رسمی‌تر است.

Formal. Almost interchangeable, but 'expertly' suggests formal skill.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000