در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ماهیتابهی کوچک برای سرخ کردن غذا روی حرارت مستقیم.
A small frying pan used for cooking food over direct heat.
«او تخم مرغها را در ماهیتابه سرخ کرد.»
“She fried eggs in the skillet.”
«این ماهیتابه برای درست کردن پنکیک عالی است.»
“The skillet is perfect for making pancakes.”
روزمره. کلیتر از skillet است و ممکن است انواع مختلف تابهها را شامل شود؛ کمتر درباره اندازه یا شکل خاص دلالت دارد.
Everyday. More general than skillet, could mean various types of cooking pans; less specific about size or shape.