skippered

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

skip·pered/ˈskɪpərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): skipperedpast participle (مفعولی): skippered-ing (حال): skippering3rd (سوم): skippers

فعل — فرماندهی کرد

فرماندهی کردناخدا شد

گذشته فعل skipper؛ نقش فرمانده یا ناخدای یک کشتی یا قایق را داشتن.

Past tense of skipper; to act as captain or pilot of a ship or boat.

«او یات را در سراسر کانال فرماندهی کرد.»

He skippered the yacht across the channel.

«او تیم را در مسابقه قایقرانی رهبری کرد.»

She skippered the team during the regatta.

تفاوت با واژه‌های مشابه
captainedفرماندهی کرد

رسمی. به جای skippered هنگام فرماندهی کشتی به کار می‌رود.

Formal. Used interchangeably with skippered when referring to commanding a vessel.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000