skullcap

skull·cap/ˈskʌlˌkæp/
skullthe bony framework of the headcapa covering for the head
noun (اسم)commonplural (جمع): skullcaps

اسم — کلاه سر

کلاه سرکلاه کوچک

کلاهی تنگ و بدون لبه، به ویژه کلاهی که به دلایل مذهبی (مانند کیپا، زوکتو) یا برای گرم نگه داشتن سر پوشیده می‌شود.

A close-fitting, brimless cap, especially one worn for religious reasons (e.g., kippah, zucchetto) or for warmth.

«پاپ یک کلاه سر سفید به نام زوکتو می‌پوشد.»

The pope wears a white skullcap called a zucchetto.

«او یک کلاه سر ساده برای گرم نگه داشتن سرش پوشید.»

He wore a simple skullcap to keep his head warm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beanieکلاه بافتنی

روزمره. کلاهی نرم و تنگ، معمولاً از پشم یا مواد مشابه، برای گرم نگه داشتن. در حالی که کلاه بافتنی نوعی کلاه سر است، 'skullcap' اغلب به پوشش سر رسمی‌تر یا مذهبی اشاره دارد.

Everyday. A soft, close-fitting cap, usually made of wool or similar material, worn for warmth. While a beanie is a type of skullcap, 'skullcap' often refers to a more formal or religious head covering. 'He wore a beanie in winter' vs. 'The priest wore a skullcap'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000