slacking

slack·ing/ˈslækɪŋ/
slackloose, not tight or slow-ingthe action or process of
noun (اسم)informal

اسم — تنبلی

تنبلیکوتاهی در کار

عمل انجام ندادن تلاش یا کار کردن به کندی؛ تنبلی.

The act of not putting in effort or working slowly; being lazy.

«کوتاهی در کار می‌تواند منجر به مشکلات شود.»

Slacking at work can lead to problems.

«او هنگام جلسه در حال تنبلی گرفته شد.»

He was caught slacking during the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lazinessتنبلی

رایج. به عدم تمایل به کار اشاره دارد، مشابه slacking اما عمومی‌تر است.

Common. Refers to unwillingness to work, similar to slacking but can be more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000