slavering

slav·er·ing/ˈsleɪvərɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): slaveredpast participle (مفعولی): slavered-ing (حال): slavering3rd (سوم): slavers

فعل — آب‌ریختن

آب‌ریختنآب دهان انداختن

به علت افزایش بزاق دهان آب دهان راه انداختن.

Drooling or slobbering due to excessive saliva.

«سگ بعد از غذا آب دهانش راه افتاده بود.»

The dog was slavering after the food.

«او از هیجان آب دهانش راه افتاده بود.»

He was slavering in excitement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
droolingآب دهان انداختن

روزمره. در محاورات معمولاً قابل جایگزین است.

Everyday. Practically interchangeable in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000