sleeplessness

sleep·less·ness/ˈsliːpləsnəs/
sleepto rest by closing eyes-lesswithout-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — بی‌خوابی

بی‌خوابیبی‌خوابی داشتن

حالتی که در آن فرد نمی‌تواند بخوابد.

The state of being unable to sleep.

«بی‌خوابی او باعث خستگی‌اش در طول روز شد.»

His sleeplessness made him tired during the day.

«او بعد از آن اتفاق استرس‌زا با بی‌خوابی دست و پنجه نرم کرد.»

She struggled with sleeplessness after the stressful event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
insomniaبی‌خوابی

رسمی/پزشکی. اغلب با sleeplessness به جای هم استفاده می‌شود ولی بیشتر حالت پزشکی دارد.

Formal/medical term. Often used interchangeably with sleeplessness but more clinical. Example: 'He suffers from insomnia.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000