در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
وسیله یا ماشینی که برای بریدن غذاهایی مانند نان یا گوشت به ورقههای نازک استفاده میشود.
A utensil or machine used for cutting food, such as bread or meat, into thin slices.
«او از یک برشدهنده ماندولین برای داشتن ورقههای یکدست سیبزمینی استفاده کرد.»
“She used a mandoline slicer to get even potato slices.”
«قصاب از یک برشدهنده بزرگ گوشت استفاده کرد.»
“The butcher used a large meat slicer.”
روزمره. کلیتر از 'slicer' است، چون میتواند به هر چیزی که برش میدهد اشاره کند، نه فقط به ورقههای نازک. 'برشدهنده شیرینی' صحیح است، اما 'ورقهکن شیرینی' نه.
Everyday. More general than 'slicer', as it can refer to anything that cuts, not just into thin slices. 'A cookie cutter' works, but you wouldn't say 'a cookie slicer'.
روزمره. به معنای خرد کردن به قطعات کوچکتر و اغلب نامنظم است تا ورقههای یکنواخت. 'خردکن غذا' رایج است، 'خردکن سبزیجات' هم استفاده میشود، اما 'خردکن گوشت' برای چرخ کردن است، نه ورقهکردن.
Everyday. Implies cutting into smaller, often uneven, pieces rather than uniform slices. 'A food chopper' is common, 'a vegetable chopper' is also used, but 'a meat chopper' would be for mincing, not slicing.