sleuthing

sleuth·ing/ˈsluːθɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): sleuthedpast participle (مفعولی): sleuthed-ing (حال): sleuthing3rd (سوم): sleuths

فعل — جاسوسی کردن

جاسوسی کردنتحقیق کردن

تحقیق یا جستجو برای اطلاعات، به‌خصوص مانند یک کارآگاه.

Investigating or searching for information, especially like a detective.

«او شب را به تحقیق برای پیدا کردن سرنخ‌ها گذراند.»

She spent the evening sleuthing for clues.

«تحقیقات او حقیقت را آشکار کرد.»

His sleuthing uncovered the truth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
investigatingتحقیق کردن

رسمی. تمرکز روی جستجوی واقعیت‌ها یا سرنخ‌ها دارد.

Formal. Focused on searching for facts or clues.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000