slew

/sluː/
1noun (اسم)informalplural (جمع): slews

اسم — تعداد زیاد

تعداد زیادمقدار زیاد

تعداد یا مقدار زیادی از چیزی.

A large number or quantity of something.

«مشکلات زیادی برای رفع وجود داشت.»

There were a slew of problems to fix.

«او تعداد زیادی کتاب در قفسه خود دارد.»

She has a slew of books on her shelf.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lotبسیاری

غیررسمی. برای نشان دادن مقدار زیاد استفاده می‌شود ولی کمتر رسمی است.

Informal. Used to indicate a large amount but less formal than 'slew'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): slewedpast participle (مفعولی): slewed-ing (حال): slewing3rd (سوم): slews

فعل — چرخیدن

چرخیدنانحراف ناگهانی

به صورت ناگهانی یا کنترل نشده در جهتی خاص چرخیدن یا حرکت کردن.

To turn or slide violently or uncontrollably in a particular direction.

«ماشین روی جاده یخ‌زده منحرف شد.»

The car slewed on the icy road.

«قایق به سرعت به سمت چپ چرخید.»

The boat slewed sharply to the left.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swerveخارج شدن از مسیر

رایج. به معنای حرکت ناگهانی به پهلو، اغلب برای اجتناب است.

Common. Means sudden sideways movement, often to avoid something.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000