slimiest

sli·mi·est/ˈslaɪmiɪst/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): slimiersuperlative (عالی): slimiest

صفت — لغزنده‌ترین

لغزنده‌ترینچسبناک‌ترین

صفت برترین slimy؛ بیشترین پوشیده شده با ماده لغزنده یا چسبناک.

Superlative form of slimy; the most covered with slippery or sticky substance.

«این برکه لغزنده‌ترین برکه پارک است.»

This pond is the slimiest in the park.

«او لغزنده‌ترین ماهی را که دیده بود لمس کرد.»

He touched the slimiest fish ever.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000