slithery

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

slith·ery/ˈslɪðəri/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more slitherysuperlative (عالی): most slithery

صفت — لغزنده

لغزندهمارمانند

دارای حرکت یا بافت نرم، سر خوردنی و مارمانند.

Having a smooth, gliding, and snake-like movement or texture.

«بدن مار لغزنده و بی‌صدا حرکت کرد.»

“The snake’s slithery body moved silently.”

«او ماهی لغزنده را در دست احساس کرد.»

“She felt the slithery fish in her hands.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
slick— صاف و لیز

متداول. صاف یا لغزنده؛ slick بیشتر به سطح اشاره دارد و slithery به حرکت.

Common. Smooth or slippery; slick focuses on surface, slithery on motion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000