smacks

/smæks/
verb (فعل)commonpast (گذشته): smackedpast participle (مفعولی): smacked-ing (حال): smacking3rd (سوم): smacks

فعل — زده می‌شود

زده می‌شودضربه می‌زند

شکل سوم شخص مفرد «smack» به معنای زدن با کف دست

Third person singular present of 'smack', meaning to hit someone or something with the palm of the hand

«او با دست به توپ ضربه می‌زند.»

He smacks the ball with his hand.

«او از سر ناراحتی به میز ضربه می‌زند.»

She smacks the table in frustration.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slapسیلی زدن

رایج. عمل مشابه اما معمولاً شدت کمتر یا حالت بازی دارد.

Common. Similar action but usually less intense or more playful than smack.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000