snapshots

snap·shots/ˈsnæpˌʃɒts/
noun (اسم)commonplural (جمع): snapshots

اسم — عکس فوری

عکس فوریعکس یادگاری

عکس‌های عادی که سریع و بدون آماده‌سازی گرفته می‌شوند.

Casual photographs taken quickly without preparation.

«او در سفر چند عکس فوری گرفت.»

She took several snapshots during the trip.

«این عکس‌های یادگاری من را به روزهای خوب یادآوری می‌کنند.»

These snapshots remind me of good times.

تفاوت با واژه‌های مشابه
photoعکس

رایج. اصطلاح کلی برای تصویر؛ گسترده‌تر از snapshot است.

Common. General term for a picture; broader than snapshot.

pictureتصویر

رایج. اصطلاح کلی برای تصاویر دیداری، شامل عکس‌ها.

Common. General term for visual images, including photos.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000