اسم — صدای شکستن
صدای شکستنتقتق
جمع snap؛ صداها یا شکستهای ناگهانی و تیز.
Plural of snap; sudden, sharp sounds or breaks.
«در طول طوفان صداهای بلند تقتق شنیده شد.»
“There were loud snaps during the storm.”
«صدای تقتق شاخهها سکوت را شکست.»
“The snaps of twigs broke the silence.”
تفاوت با واژههای مشابه
2verb (فعل)commonpast (گذشته): snappedpast participle (مفعولی): snapped-ing (حال): snapping3rd (سوم): snaps
فعل — میشکند
میشکندتقتق میکند
سوم شخص مفرد snap؛ شکست ناگهانی یا تولید صدای کوتاه تیز.
Third person singular of snap; to break suddenly or make a short sharp sound.
«او مداد را نصف میکند.»
“She snaps the pencil in half.”
«شاخه زیر وزن او میشکند.»
“The branch snaps under her weight.”
تفاوت با واژههای مشابه
break— شکستن
معمولی. کلمه کلی برای جدا شدن به تکهها.
Common. General word for separating into pieces.