snaps

/snæps/
snapto break or cause to break suddenly-splural or third person singular
1noun (اسم)commonplural (جمع): snaps

اسم — صدای شکستن

صدای شکستنتق‌تق

جمع snap؛ صداها یا شکست‌های ناگهانی و تیز.

Plural of snap; sudden, sharp sounds or breaks.

«در طول طوفان صداهای بلند تق‌تق شنیده شد.»

There were loud snaps during the storm.

«صدای تق‌تق شاخه‌ها سکوت را شکست.»

The snaps of twigs broke the silence.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clicksتق‌ تق

غیررسمی. صدای کوتاه و تیز مشابه.

Informal. Similar short sharp sound.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): snappedpast participle (مفعولی): snapped-ing (حال): snapping3rd (سوم): snaps

فعل — می‌شکند

می‌شکندتق‌تق می‌کند

سوم شخص مفرد snap؛ شکست ناگهانی یا تولید صدای کوتاه تیز.

Third person singular of snap; to break suddenly or make a short sharp sound.

«او مداد را نصف می‌کند.»

She snaps the pencil in half.

«شاخه زیر وزن او می‌شکند.»

The branch snaps under her weight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
breakشکستن

معمولی. کلمه کلی برای جدا شدن به تکه‌ها.

Common. General word for separating into pieces.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000