clicks

/klɪks/
1noun (اسم)commonplural (جمع): clicks

اسم — کلیک‌ها

کلیک‌هاصدای کلیک

صداهای کوتاه و تیز حاصل از قطع یا وصل کردن دستگاه یا مکانیزمی کوچک

Short, sharp sounds produced by a switch or small mechanism.

«وقتی دکمه‌ها را فشار دادم صداهای کلیک شنیدم.»

I heard clicks when I pressed the buttons.

«کلیک‌ها علامت فعالیت دستگاه بودند.»

The clicks indicated the device was working.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tickتیک

رایج. به صداهای کوتاه و تیز مشابه اشاره دارد؛ در توصیف صداها همپوشانی دارد.

Common. Refers to similar short sharp sounds; can overlap in sound description.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): clickedpast participle (مفعولی): clicked-ing (حال): clicking3rd (سوم): clicks

فعل — کلیک کردن

کلیک کردنصدا دادن

دادن صدای کوتاه و تیز با فشار دادن یا کلیک کردن چیزی

Make a short, sharp sound by pressing or snapping something.

«او برای باز کردن فایل‌ها روی موس کلیک می‌کند.»

He clicks the mouse to open files.

«او برای جلب توجه انگشتانش را کلیک کرد.»

She clicked her fingers to get attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapزدن

رایج. تماس‌های سریع و سبک که صدا ایجاد می‌کنند؛ در برخی موارد قابل تعویض.

Common. Similar quick light contacts making sound; used interchangeably in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000