soliloquies

so·lil·o·quies/səˈlɪləkwiz/
soli-alone-loquto speak-iespluralizing suffix
noun (اسم)formalplural (جمع): soliloquies

اسم — تک‌گویی‌ها

تک‌گویی‌هامونولوگ‌ها

شکل جمع 'سوليلوکي' به معنای تک‌گویی، عمل با صدای بلند فکر کردن وقتی تنها هستید یا بدون توجه به شنوندگان، به ویژه توسط شخصیتی در یک نمایشنامه.

The plural form of 'soliloquy', an act of speaking one's thoughts aloud when by oneself or regardless of any hearers, especially by a character in a play.

«نمایشنامه‌های شکسپیر به خاطر تک‌گویی‌های قدرتمندشان مشهورند.»

Shakespeare's plays are famous for their powerful soliloquies.

«بازیگر تک‌گویی‌های خود را تا دیروقت شب تمرین می‌کرد.»

The actor practiced his soliloquies late into the night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
monologuesمونولوگ ها

متداول. اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما 'مونولوگ' می‌تواند به یک سخنرانی طولانی توسط یک شخصیت در یک نمایشنامه یا فیلم اشاره داشته باشد، حتی اگر دیگران حضور داشته و گوش دهند، در حالی که 'soliloquy' به طور خاص به این معناست که شخصیت با خودش صحبت می‌کند. 'تک‌گویی‌های هملت مشهور هستند' صحیح است، 'کمدین چندین مونولوگ ارائه داد' نیز صحیح است (اما 'soliloquies' در اینجا مناسب نیست).

Common. Often used interchangeably, but 'monologue' can refer to a long speech by one character in a play or film, even if others are present and listening, while 'soliloquy' specifically implies the character is speaking to themselves. 'Hamlet's soliloquies are famous' works, 'The comedian delivered several monologues' works (but 'soliloquies' would not fit here).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000