soothes

/suːðz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): soothedpast participle (مفعولی): soothed-ing (حال): soothing3rd (سوم): soothes

فعل — آرام کردن

آرام کردنتسکین دادن

آرام کردن یا کاهش درد، ناراحتی یا اضطراب.

Calms or relieves pain, discomfort, or distress.

«موسیقی ذهن ناراحت را آرام می‌کند.»

Music soothes the troubled mind.

«لوسیون پوست خارش‌دار را تسکین می‌دهد.»

The lotion soothes itchy skin.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmsآرام می‌کند

رایج و قابل تعویض در اغلب موقعیت‌ها.

Common synonym interchangeable in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000