soph

/sɒf/
1noun (اسم)informalplural (جمع): sophs

اسم — دانشجوی سال دوم

دانشجوی سال دومسافومور

دانش‌آموز یا دانشجوی سال دوم دبیرستان یا دانشگاه.

A sophomore, a student in the second year of high school or college.

«برادرم امسال دانشجوی سال دوم دانشگاه است.»

My brother is a soph at university this year.

«کلاس سال دومی‌ها در حال برنامه‌ریزی برای جمع‌آوری کمک مالی است.»

The soph class is planning a fundraiser.

2adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more sophsuperlative (عالی): most soph

صفت — سال دومی

سال دومی

مربوط به سال دوم دبیرستان یا دانشگاه؛ یا مشخصه آن.

Relating to or characteristic of a sophomore.

«این یک شوخی معمولی سال دومی‌ها بود.»

It was a typical soph prank.

«او نگرش بسیار سال دومی دارد.»

He has a very soph attitude.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000