soss

/sɒs/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): sossedpast participle (مفعولی): sossed-ing (حال): sossing3rd (سوم): osses

فعل — لم دادن

لم دادنراحت نشستن

(غیررسمی، عمدتاً بریتانیایی) با تنبلی یا به حالت آرامش نشستن؛ فرو رفتن.

(informal, chiefly British) To sit lazily or in a relaxed manner; to slump.

«او بعد از یک روز طولانی روی مبل لم داد.»

He sossed down on the sofa after a long day.

«فقط لم نده، در کارهای خانه به من کمک کن!»

Don't just soss around, help me with these chores!

تفاوت با واژه‌های مشابه
loungeلم دادن

رایج. اغلب به معنای حالتی آرام و راحت، گاهی با عنصری از فراغت یا بطالت است. 'او روی مبل لم داد' بسیار رایج است. می‌تواند با 'soss' جایگزین شود اما 'soss' اغلب حالتی افتاده‌تر یا کمتر ظریف را تداعی می‌کند.

Common. Often implies a relaxed, comfortable position, sometimes with an element of leisure or idleness. 'She lounged on the sofa' is very common. Can be interchangeable with 'soss' but 'soss' often implies a more slumped or less elegant posture.

slumpافتادن

رایج. نشان‌دهنده افتادن ناگهانی یا سنگین در حالت نشسته یا درازکش است، اغلب به دلیل خستگی یا بی‌حالی. 'او به صندلی افتاد.' در اشاره به نشستن خسته و بی‌انرژی، قابل جایگزینی با 'soss' است، اما 'soss' می‌تواند صرفاً آرامش را نیز برساند.

Common. Suggests a sudden or heavy dropping into a sitting or lying position, often due to tiredness or lack of energy. 'He slumped into the chair.' Interchangeable with 'soss' when referring to a tired, unenergetic way of sitting, but 'soss' can also be simply relaxed.

2noun (اسم)informalplural (جمع): osses

اسم — آدم تنبل

آدم تنبلبی‌عرضه

(غیررسمی، عمدتاً بریتانیایی) فردی تنبل یا نامرتب.

(informal, chiefly British) A lazy or untidy person.

«او چقدر بی‌عرضه است، همیشه لباس‌هایش را همه جا رها می‌کند.»

He's such a soss, always leaving his clothes everywhere.

«تنبل نباش؛ بلند شو و کاری مفید انجام بده.»

Don't be a soss; get up and do something productive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slackerولگرد

غیررسمی. به کسی که از کار یا تلاش فرار می‌کند اشاره دارد. 'او واقعاً ولگرد است.' به طور کلی قابل جایگزینی است، اما 'soss' بار معنایی قوی‌تری از بی‌نظمی عمومی یا عدم جاه‌طلبی فراتر از صرفاً اجتناب از کار دارد.

Informal. Refers to a person who avoids work or effort. 'He's a real slacker.' Generally interchangeable, but 'soss' carries a stronger connotation of general untidiness or lack of ambition beyond just avoiding work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000