sorting

sort·ing/ˈsɔːrtɪŋ/
sortto arrange or classify-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): sortedpast participle (مفعولی): sorted-ing (حال): sorting3rd (سوم): sorts

فعل — مرتب‌سازی

مرتب‌سازیدسته‌بندی

عمل مرتب‌سازی یا دسته‌بندی اقلام در گروه‌ها یا دسته‌ها.

The act of arranging items into categories or groups.

«مرتب‌کردن نامه‌ها تمام صبح طول کشید.»

Sorting the letters took all morning.

«او ابزارهایش را بر اساس اندازه مرتب می‌کند.»

He is sorting his tools by size.

تفاوت با واژه‌های مشابه
classifyingدسته‌بندی

معمولی. به طور خاص در زمینه سازماندهی با sorting قابل تعویض است؛ 'دسته‌بندی' ممکن است رسمی‌تر باشد.

Common. Interchangeable with 'sorting' especially in organizational contexts; 'classifying' can be more formal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000